۷ سال پيش كه بنده ازدواج كردم ، يادم هست آمار ازدواج آنقدر بالا بود كه در ۱۵-۲۰ روز حدود ۳۰مورد عقد و ازدواج در رومه انجام شد و حتي روزنامه هاي محلي نوشتند كه ركورد ازدواج روستايي در رومه شكسته شد!
وحالا از آن تعداد فقط من ماندم و اخوي و يكي دو نفر ديگر و بقيه همه جلاي وطن گشتند!همین مهاجرتها باعث شد تا آمار دانش آموزان روستا هم به شدت كاهش يابد و امروز اولین روزی باشد که علی آقای ما و دوستش زهرا خانم (تنها شاگردان پيش دبستاني رومه) به مدرسه بروند.

ازمدرسه هم كه برگشتند ، يكراست آمدند مخابرات . دفترچه هايي كه آقا معلمشان داده بود را نشانم دادند . از دادن شير در مدرسه و از بچه های ديگر و از آقا معلم گفتند. من هم به هر كدومشان يك عدد مداد سياه دادم!
- امشب هم حتما" علي در خانه برايم از اولين روز مدرسه اش خواهد گفت ، ای كاش باباي زهرا هم زنده بود ...
+ نوشته شده توسط جواد رحیمی در یکشنبه نهم آبان 1389 و ساعت
15:47 |